{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♚سرعَتش رو کم کرد♚

♚سرعَتش رو کم کرد♚
♛کشید کنار خیابوڹ♛
⇦شیشہ رو داد پایین
✘یہ شَب 60 تومَن✘

√√√ نگا کرد ✍✍✍
دید ⇦ خواهرِشه
〇زمین گِرده مشتتی
دیدگاه ها (۱)

✘مَشتے بَچہ خوشــــــــگل نیستَم✘✘بَچہ بالامالانیستَم✘✘آقام ...

✘ناراحتمـــــا ✘ ⇜ ولی بازم شـــــوخیام ســــــــــر جاشه گـ...

↦یکـی رفتُ↤⇂یکـی موندُ⇃↷یکـی از غصه هاش خوندُ↶√یکـی بردُ√✧یک...

⇍ آشْنـا چیِہ مَۺټےْ ❣ ⇜ ږِفیقْ فـــــابْریڪـَمݥ مَـــــنۅ پ...

پارت ۲۵یک شب روی بالکن هتل ایستاده بودیم.جونگکوک از پشت سر ب...

✓✓ خبرگزاری تسنیم:«سیدمحمدهادی تهامی پورزرندی» جوون کرمانی ک...

یک جوون کُرد حدود یک سال پیش، همسرش رو به‌خاطر بیـ. ـماری از...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

پارت پنجم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو(مکان.بالا ...

...

دید پنهان ,انفجار اشکار

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط