حکایتِ ما و خدا؛
حکایتِ ما و خدا؛
حکایتِ عجیبی است!
مثِل قصه ی استاد نقره کارِ!
میگویند وقتی استادِ نقره کار، نقره را صیقل میدهد،
آن را داخل آتش نگه میدارد،
اما چشم از نقره برنمیدارد،
تا زمانی نقره را در آتش نگه میدارد که عکس خود را در نقره ی صیقل یافته ببیند!!!
درست مثلِ خدا...!!!
وقتی میخواهد صیقل پیدا کنیم،
مارادرآتشِ سختی های خود وارد میکند؛
اما چشم از ما برنمیدارد؛
تا جایی که عکسِ خودش را در ما ببیند!!!
،،روزگارتان پر از نگاه قشنگ خدا،،
حکایتِ عجیبی است!
مثِل قصه ی استاد نقره کارِ!
میگویند وقتی استادِ نقره کار، نقره را صیقل میدهد،
آن را داخل آتش نگه میدارد،
اما چشم از نقره برنمیدارد،
تا زمانی نقره را در آتش نگه میدارد که عکس خود را در نقره ی صیقل یافته ببیند!!!
درست مثلِ خدا...!!!
وقتی میخواهد صیقل پیدا کنیم،
مارادرآتشِ سختی های خود وارد میکند؛
اما چشم از ما برنمیدارد؛
تا جایی که عکسِ خودش را در ما ببیند!!!
،،روزگارتان پر از نگاه قشنگ خدا،،
- ۱.۰k
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط