{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(پارت ده)

(پارت ده)


..و
رفتم یه آب ریختم رو خودم ولی موهامو نشستم یه لباس ساده پوشیدم یه شلوار فول بگ تیره با یه تیشرت مشکی ساده بعد رفتم پایین دیدم که ا/ت روی مبل نشسته و سرش تو گوشیه ... ناخداگاه یه لبخند اومد تو لبام...سریع لبخندمو جمع کردم رفتم کنارش نشستم و گفتم
# گشنت نیست؟!
ـ نه ... میل ندارم
# اوم...
رفتم و برای خودم یه نودل تند درست کردم و کنارش تخم مرغ و کیمچی گذاشتم رفتم کنارش رو کاناپه نشستم و شروع کردم به خوردن
«ا/ت ویو»
اشغال کثافت چرا برای من چیزی نیاورد خو منم گشنمه (خودت گفتییی گشنتت نیستتت)
نگاهم بهش بود که گفت
# میخوری؟
ـ اره
با تمام پرویت گفتم
جونگ کوک یه لبخند زد قشنگ معلوم بود داره جلوی خنده اش رو میگیره
یکم به چاپستیک برداشت و بهم داد منم خوردم...خیلی خوشمزه بود بازم میخواستم ولی چیزی نگفتم .. دوباره خودش یکم خورد و یکم دیگه داد به من ... فاصلمون زیاد بود برای همین یه هوف عمیقی از روی کلافگی کشید و کمر منو گرفت رو پاش نشوند ... گونه هام سرخ شد و از تعجب سرجام خشک شدم ... تو چشماش زل زده بود که اون درحالی که یه لقمه از غذا رو دهنم گرفته بود منتظر نگام میکرد ... سریع به خودم اومدم و لقمه رو خوردم و از روی پاش اومدم پایین .. یکم فاصله دادم به خودمون ..‌ بعد رومو کردم اونور...جونگ کوک خندید و چیزی نگفت ... زیر لب گفت :(به هرحال مال خودم میکنمت)
ـ شنیدم چی گفتی«مثل سگ زد میزد»
# اگه راست میگی چی گفتم
ـ ...
از اینکه ضایع شدم خجالت کشیدم چیزی نگفت
دیدگاه ها (۰)

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

همسر غیره منتظره

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط