{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازده

(پارت یازده)

اونم یه خنده ی کوتاهی مرد ساکت شد
ـ من کجا قراره بخوابم..
# اتاق مهمان
ـ اوم باشه..
# خب خب خب...اگه گفتی وقت چیه
ـ ویسکی.!! ؟؟؟🥳
# درسته ... همینجا منتظر باش من برم بیام
ـ حله چشات داش
# داش؟
ـ ... 😅
# 😂
چیزی نگفت و رفت توی آشپز خونه
بعد از چند دقیقه با یه بطری ویسکی و دوتا لیوان پیک اومد
نشست کنارم
# آماده ای؟
ـ کاملا
توی پیک ها ویسکی ریخت و داد بهم و منم همش خودم...یکم صورتم جمع شد ولی خوشمزه بود ... همینقدر می‌خوردیم که کاملا هردومون مست شدیم...من بلند شدم که برم سمت اتاقم ولی حرکت پاهام دست خودم نبود و افتادم تو بغل جونگ کوک (فیلم هندی 😂)
منو بغل کرد و برد تو اتاقم گذاشت دراز کشیدم ..
دیدگاه ها (۰)

(پارت دوازده)منو بغل کرد و برد تو اتاقم گذاشت دراز کشیدم .. ...

پارت سیزده) ناگهان آب لیوان روم خالی شد و فرار کرد و از شد...

(پارت ده)..ورفتم یه آب ریختم رو خودم ولی موهامو نشستم یه لبا...

(پارت نه)از ماشین پیاده شدم .. اونم پیاده شدـ عاااا فکر کنم ...

I need you're body part 18ویو نیلا آقای لمپارد رفت و من یه ن...

بانوی من Part:5درخواستی بعد از پنج مین با همون لباس های پر خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط