{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دلخوری به خدا گفتم...

با دلخوری به خدا گفتم...
درب آرزوهایم را قفل کردی...
کلید را هم پیش خودت نگه داشتی...
لبخندی زد و جواب داد...
.
.
.
.
همه عشقم این است که به هوای این کلید هم شده...
گاهی...
به من سر می زنی...
دیدگاه ها (۳)

امشب دلم از خدا گرفتهاز همهمه و صدا گرفتهتزویر، ندای هر کلام...

...

....

ٺـْـۅْ♡مْۍ مۅنْۍْ ڪِنآرِ،،دِلـَݥْ،، حَٺْٰۍ ٺْۅ رۅزاۍِ بَْد ش...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۴جونکوک کلید را محکم در دستش گرف...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

هتل ۴۰۴ p.3

🤍✨🌙 همین که خدا همه چیز رو می‌دونه، کافیه... 🌙✨🤍گاهی لازم نی...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 🍰🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «آقای مشکی!» 𓂃 ࣪˖ ִֶ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۷جونگکوک دستش را از روی دستگیره ...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۰۷ | «یک سورپرایز کوچک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط