{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی نامجون

درخواستی نامجون
موضوع : اسلاید دوم

پارت اول


باران آرام روی آسفالت خیابان‌های سئول می‌بارید.
من، «سارا»، مأمور بخش جرائم سازمان‌یافته‌ی پلیس، تازه از تعقیب یک سرنخ جدید برگشته بودم. یک اسم جدید توی پرونده‌ی مافیا ظاهر شده بود: "کیم نامجون".

تاجر موفق، با ظاهری آرام، تحصیل‌کرده‌ی آمریکا، و همیشه با لبخندی مهربان. اما پشت این نقاب... چیزی خیلی تاریک‌تر پنهان بود.


اسمش برایم آشنا بود. خیلی آشنا.

نه فقط چون در تمام اسناد پلیس ردپایی از او بود. بلکه چون... دو سال پیش، من عاشق او شده بودم.

نه به‌عنوان یک مأمور پلیس.
نه به‌عنوان کسی که باید از قانون دفاع کند.

بلکه به‌عنوان «زنی» که بعد از مدت‌ها تنهایی، کسی را پیدا کرده بود که قلبش را گرم می‌کرد.


اون موقع خودش را معرفی کرده بود به‌عنوان نویسنده.
مردی که عاشق کتاب‌ها بود، فلسفه، موسیقی جاز، و باران.
و من؟
من عاشق صدای عمیقش شده بودم. خنده‌های آرامش.
دست‌هایی که گاهی کمی خشن بودند، اما هیچ‌وقت به من آسیب نزدند.


اما بعد، بی‌خبر رفت.


***


توی یکی از عکس‌های ماهواره‌ای که از محل معامله‌ی مواد در بندر اینچئون گرفته بودیم، چهره‌ی مبهمی دیده می‌شد. کیفیت پایین بود، اما من می‌دانستم. همان نگاه، همان فک قوی، همان حالت ایستادن.
کسی نبود جز
نامجون.


نفس در سینه‌ام حبس شد. انگار قلبم داشت از بین دنده‌هایم بیرون می‌زد. تمام خاطراتم با او به سرعت برگشتند. شب‌هایی که کنارم بود. وقتی بهم می‌گفت:

–«تو دلیلی هستی که هنوز باور دارم یه راه برگشت وجود داره.»

ولی راه برگشتی نبود.


اگر واقعاً او رئیس جدید مافیا بود، من باید او را دستگیر می‌کردم. نه فقط به‌خاطر شغلم. به‌خاطر قربانی‌هایی که در این سال‌ها از دست رفتند.

و این شد مأموریت من.



***


دو هفته بعد

سرنخ‌ها منو به یک کتابفروشی متروکه رساندند. جایی که بوی کتاب‌های قدیمی و خاک گرفته، فضا را پر کرده بود.

وقتی وارد شدم، صدای باران پشت پنجره‌ها بیشتر شبیه پس‌زمینه‌ی یک فیلم شده بود.


و او آنجا بود.
نشسته پشت میز، با کت بلند مشکی. داشت کتاب مورد علاقه اش «جنایت و مکافات» را ورق می‌زد.

ادامه دارد .....
دیدگاه ها (۱)

پارت دوم (اخر)نگاهم کرد. لبخند زد.– "بالاخره پیدام کردی... م...

درخواستی جیهوپ موضوع : اسلاید دوم پارت اول بارون نرم‌نرمک رو...

༺من از تماشاے تو سیر نمیشوم،اے محبوب من ༻پارک جیمین

پارت سوم (اخر)از اون شب به بعد...همه‌چیز بین‌تون عوض شد. هنو...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫✨پارت جدید خدمتتون گوگولیااا💕...

شخصیت ها:کیم نامجون( RM )نامجون پسری درون گراستکار های مثل ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط