{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی که از دست چشم چرانی های همسرش به ستوه آمده بود ، در

زنی که از دست چشم چرانی های همسرش به ستوه آمده بود ، درد دل نزد مادرشوهرش میبرد . او که زن دانایی بود گفت : من شب ، برای صرف شام به خانه شما میام ، ولی شام درست نکن .مرد وقتی به خانه می آید از اینکه همسرش تدارکی ندیده عصبانی میشود ، ولی مادر میگوید : من امشب هوس نیمروهای تو را کردم و با خود تخم مرغ آورده ام تا با هم بخوریم . پسر مشغول درست کردن نیمرو میشود، میگوید : چرا تخم مرغ ها را رنگ کردی ؟؟ مادر گفت : زیبا هستن؟ پسر گفت : آری . مادر گفت : داخلشان چطور است ؟؟ پسر گفت : همه مثل هم. مادر گفت : پسرم زن نیز همین طور است ، هر کدام ظاهری با رنگ و لعاب ولی همه درونشان یکی است .پس وقتی همه مثل همند چرا خود و همسرت را آزار میدهی ؟؟.قدر داشته هایت را بدان .و خود را درگیر دیگران نکن .ناگهان یکی از تخم مرغ ها دو زرده درآمد و فاتحه خوند به پند حکیمانه

ای بابا
:
:
دیدگاه ها (۱)

قسمت ۶

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗ده این ویلا بود نه بابا ویلا چیه خوده ع...

زنی که از دست چشم چرانی های همسرش به ستوه آمده بود، درد دل ن...

زنی که از دست چشم چرانی های همسرش به ستوه آمده بود، درد دل ن...

زنی که از ازدست چشم چرانی های همسرش به ستوح امده بود درد دل ...

زنی که از ازدست چشم چرانی های همسرش به ستوح امده بود درد دل ...

زنی که از ازدست چشم چرانی های همسرش به ستوح امده بود درد دل ...

زنی که از ازدست چشم چرانی های همسرش به ستوح امده بود درد دل ...

دوستیالایک نمیخام خواهش میکنم مطالب روبخونین به دردتون خوردد...

غذا که تمام میشود پدر خانواده میگوید :دخترم به مامانت کمک کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط