{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتےروزے که ازخونمون صداےقرآن بیاد……

سلامتےروزے که ازخونمون صداےقرآن بیاد……
وازفرداش ببینن من دیگہ تواون خونہ نیستم ….
سلامتےروزےکہ کنارعکسم ربانہ مشکے وجلوش خرما باشه….
سلامتے روزے کہ من سفید بپوشم ورفقام مشکے……
سلامتےروزےکہ نباشم……
رفقام باپوزخندبگن بگن………!
ھہ………!!!!!
کےفکرشو میکردحیف شدجاش خالے...
دیدگاه ها (۱)

عاشق این دستگاه پزشکی ام:ــــــــــ۸ــــ۸ـــــــــــــــ۸ـــ...

هــــــــــر چقــــــــــد دلت میــــــــــخۅاد اذیتــــــــ...

خخخخخ...چی بگم خب!!!

هههههه

این خوبه دیگه کارو عوض کردم خوب بریم به ادامه ای فیک#نفرتی_ع...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ18ویو تهیونگخیلی خسته بودم ميخواستم برم خ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

فضای اینجا برخلاف پایین سرد و تا یک و نم زده بود برخلاف پایی...

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸صبح روز بعد___________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط