{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با هر ضمیر که شروع می‌کنم

با هر ضمیر که شروع می‌کنم
زود است هنوز
که یک‌نفر ببینم تو را

یک‌نفر که نمی‌تواند این‌همه نگاه را
با خود به خانه بیاورد...!
دیدگاه ها (۱)

خاص

بیزارم از گذر پوچ سال و عید..در من اگر اثر به تکامل نمی‌کند،...

بحران بوسیدنت بود و دست شستن از آغوشت...!تا چشم کار می کرد ن...

میخواستم فراموشت کنم و بازلبهایت در حال بوسهچشمهایت در حال خ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

آن‌قدر در می‌زنم این خانه راتا ببینم روی صاحب‌خانه را💔صلَّی‌...

بچه ها میخوام این سریال شروع کنم ببینم کسی دیدتش درحال پخش م...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

إعلَم أنَّ الحُبَّ لایَقبلُ الإشتراکَفَلایَصِح أن یُحبَّ الم...

هیسونگ دیگه نمی تونم بیشتر از این صبر کنم دیگه واقعا بسه لطف...

࿐჻ᭂ❥⸙♡⸙❥჻ᭂ࿐آدم ها آنقدر زود عوض می شو...

شاید تمامِ غریبیِ آدماز جایی شروع می‌شودکه دیگر نمی‌دانددلتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط