{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 22

part 22
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نامجون: بیخیال ات گریه نکن مال گذشته از الان شروع کنید

تهیونگ: موافقم
ات: تهیونگ تو خیلی پرروییییییییییییییییییییییییییییییی

تهیونگ: دیگه دیگه «چشمک»
ویو داخل اتاق..

ات: هی تهیونگ

تهیونگ: ها

ات: مگه نگفتی از نو شروع کنیم

تهیونگ: خب اره

ات: پس بغلم کن تاخوابم ببره

تهیونگ: ای شیطون..... رفتم بغلش کردم و بوسه گرمی روی پیشونیش گذاشتم وگفتم: نظرت راجب ی نی نی کوچولو چیه؟


ات: اصلا نمیخوام بغلم کنی برو...

تهیونگ: چرا واسه ی اینکه گفتم نی نی میخوام میترسی

ات: اره

تهیونگ: زیاد بهت سخت نمیگیرم ناراحت نباش

ات: تهیونگ بگیر بخواب

تهیونگ: ولی من گشنمه ی چیزی بهم بده

ات: داخل کیفم ی کیک و ی لواشک و ی شکلات و ی پاستیل دارم میخوای


تهیونگ: نه من ی چیز دیگه میخوام

ات: چی؟

تهیونگ: لباتو

ات: تهیونگ من از اون شب تا الان لبم دردمیک............... داشتم حرف میزدم که جسم داغی روی لبام حس کردم تهیونگ اروم اروم لبام رو میم. کید ولی من هم کاری نکردم که از لبام جدا شد و گفت


تهیونگ: بیب اگه همکاری نکنی مهکم میخورم هااااا

اات: رفتم سرش دارز شدم و دستام رو دور گردنش حلقه کردم و بوسه های گرمی روی لباش میزاشتم خواستم سرش کرم بریزم برای همین دستم رو بردم زیر. لباسش و بدنش رو لمس میکردم ولی انگار تح. ریک شد... وایییی ات ری. دی

تهیونگ: دیگه نمیتونم اخخخ


پارت بعد اسما. ت بیاداخل کامنتا
دیدگاه ها (۳)

بیا کامنتااااااااااااقبلش با خودت تسبح بیار

part 25مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 21مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 20مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 8برادر ناتنی موهامو خشک کردم رفتم روی تختم ولو شدم داش...

شب تولدم پارت44فصل دوم پارت 15ویو کوک: رفتم داخل اتاق و رفتم...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی روت خیلی حساس بود) پارت سومـــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط