{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خواب پاشدم دیدم کسی خونه نیست.

از خواب پاشدم دیدم کسی خونه نیست.






زنگ زدم به مامانم می بینم صدای جیغ و داد و سوت میاد. میگم: کجایین؟
مامانم با خوشحالی: ما اومدیم شهر بازی، تو مگه باهامون نیستی؟
دیدگاه ها (۳)

اگه یه دختر میخواست به جای سعدی شعر بگه:تو کز محنت دیگران بی...

تنها چیزی که همیشه تو زندگیم داشتم...جیش بوده

ﺑﺎ ﺧﻮﻧــﺪﻥ ﻫــﺮ ﻭﺭﻕ ﺍﺯ ﺟــﺰﻭﻩ ﻫﺎﻡ ﺩﺍﺭﻡ ﺑـﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘــﯿﺠﻪ میرسم...

رفتم کتابخونه میگم ببخشید چیزی از سعدی دارید؟خانمه گفت کتابش...

p3*بعد از چند دقیقه اومدن خونهجیهوپ:سلاممم ما اومدیمهه جین:س...

وقتی میاریش ایران و با پسرعمو هات گرم میگیری

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_13جلوتر از نامجون رفت...

پارت ۲۳

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط