{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#متن عاشقانه

#متن عاشقانه

تنهایی را به بودن کنار او که نیست، یا بودن کنار کسی که سفره دلم نباید پیشش باز شود ترجیح دادم...
گوشی را فراموش میکنم، کاملا عمدی! دیگر اعتمادی به دست هایم نیست، هی میخواهند زنگ بزنند یا عکسِ پروفایل چک بکنند! بعدش هم هر روز این وقت ها خودم را فحش باران میکنم که چرا جوگیر شدی و دنبال کارت تلفن میگردم! خسته که میشوم به کابین پناه میبرم و گوشی را بر میدارم،
با تویی که آنسوی خط نیستی ساعت ها حرف میزنم!

مسعود_بشیری
📷
دیدگاه ها (۱۲)

دل که تنگ می شود...خودش که هیچ،همه جا تنگ می شود...اتاقت ......

یک نفر نان داشت اما بی نوا دندان نداشتآن یکی بیچاره دندان دا...

روزهایم با کتابعصرهایم با سازشب هایم باشاملو میگذرندو من درا...

از ترمینال مستقیم به بیمارستان رفتم  پدر در بخش مراقبتهای وی...

#گروگان_قلبم #part_28با زنگ خوردن گوشیش تلفن برداشت و اروم د...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط