{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند

دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند
دیوانه ها از حال هم امّا خبر دارند"*
دیوانه ها، دیوانه ها را خوب می فهمند
در پوشش دیوانگی صدها هنر دارند
وارسته از زنجیر عقلند و رها از غم
با شمع، چون پروانه ها، صد سِرّ و سَر دارند
پروا ندارند از هزاران دیو، این لشکر
اندازه ی صد رستم دستان جگر دارند
مانند شاعرها.... نه! اینها شعرِ پر دردند
بی غم ولیکن غصه از نوعی دگر دارند
با کودکان بی پدر هم درد و هم رازند
چون دختران بی پدر، شوق پدر دارند
از زخمهای عالم و آدم به دل تشویش
جای درختان جهان بیم از تبر دارند
این مردم بی غم، اسیر درد عاقلها
این بی خبر ها، از همه دنیا خبر دارند
دیدگاه ها (۱)

دل رفت ولی بار دگر در به در آمدعاشق نشدی قصه ی ما هم به سر آ...

به بغض سر کردم، دیده تر نشد که نشددلی ز حال دلم با خبر نشد ک...

.اگرچه خوب اما عشق گاهی درد سر دارددل تو از همه دیوانگی هایم...

به بغض سر کردم، دیده تر نشد که نشددلی ز حال دلم با خبر نشد ک...

این عاشقان را جز شهادت مرگ ننگ استدر کامشان بی دوست ماندن چو...

.از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیستانگار که این قوم غضب، ...

از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیستانگار که این قوم غضب، ه...

خادمت پشت در قصر خبر می خواهداز شب مبهم این فتنه سحر می خواه...

خادمت پشت در قصر خبر می خواهداز شب مبهم این فتنه سحر می خواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط