ندانستم چه میگوید پس آن پرده و پنهان
ندانستم چه میگوید پسِ آن پرده وُ پنهان
ولی دانم مثال من که دردی بی دوا دارد
فدای اشک چشمانش که بیهوده نمی آید
ز بس که آهِ در سینه چو من از آشنا دارد
ولی دانم مثال من که دردی بی دوا دارد
فدای اشک چشمانش که بیهوده نمی آید
ز بس که آهِ در سینه چو من از آشنا دارد
- ۲.۵k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط