{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به برگ نگاه کن ...

به برگ نگاه کن ...
وقتی داخل جوی آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و می رود ...

من تمام زندگی ام را با اطمینان ،
به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام …
چون میدانم در آغوش رودخانه ای هستم
که همه ذرات آن نشان از حضور حضرت دوست دارد ...
پس از افت و خیزهایش هرگز دل نگران نمی شوم.

من ،
آرامش برگ را دوست دارم ...
چون برایم ایمان و توکل راستین را یادآوری میکند
دیدگاه ها (۱)

ماهی ها نه گریه می کنندنه قهرو نه اعتراض!تنها که می شوندقیدِ...

در رگ خطاب‌های عاشقانهخون نمی‌دَوَد.جنس ِ نعره جور نیست.رودخ...

دست های تو, پریشانی موهای من...موهایم را میبافی...‍‍رودخانه ...

رفته‌ای از برِ ما،‏چشم‌ به ‌راهیم، بیا...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

من مدت‌هاست دیگر از چیزی شکایت نمی‌کنم .شاید چون برای شکایت ...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط