{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها میخام یه داستان تعریف کنم

بچه ها میخام یه داستان تعریف کنم..




یه روزی یه دختر۱ساله مادر خعلی خوشگلی داشت.
مادر دخترع سرطان داش.
مادرع روز به روز حالش بدتر میشد.

مادرع از همه چی خستش شده بود.
ولی بخاطر دخترش همه چیو تحمل میکرد.

پدر دخترع زن گرف.

و مادرع از غم و غصه و بیماریی که داش.

مرد.

تـــــــــمـــــام
دیدگاه ها (۰)

ناموصن یاد مامانم افتادم😔حتی ی بارم ندیدمش😔ناموصن فوش مامانم...

پارت ۸۷

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۵ ویو املیا بعد از هرس کردن دشت ب...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²³جونگکوک: چیزی شده؟ هه‌نا و جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط