{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه کنارش بودم تا مبادا احساس تنهایی کنه.تو سخت ترین شر

همیشه کنارش بودم تا مبادا احساس تنهایی کنه.تو سخت ترین شرایط پا به پاش جنگیدم.هر لحظه خودمو بهش ثابت میکردم. تا روزی که قرار بود جدی تر از قبل با هم باشیم.ازم پرسید میتونی تو شرایط سخت پشتم باشی؟ازم این سوالو پرسید،اما تو ادامه‌ش بهم نگفت تو تا حالا همیشه تو شرایط سخت کنارم بودی.گفت میتونی باشی یا نه؟ بعد اون دیگه نخواستم کنارش باشم.دیگه خودمو بهش ثابت نکردم.کنار کشیدم.نجنگیدم.آخر این جنگو دیدم که شکست خوردن بود.قبل از اینکه ببازم عقب نشینی کردم.آدمی که تا حالا بودن منو ندیده بود بعد اینم نمیدید.عقب نشستن بهترین نتیجه ای بود که میتونستم از اون جنگ بگیرم.و این به نوعی یه بُرد توی زندگیم محسوب میشد.
دیدگاه ها (۳)

روباه گفت: انسان‌ها اين حقيقت را فراموش کرده‌اند اما تو نباي...

میخوام یه باند درست کنم به اسم باندِ شبکه چهار کسایی رو که م...

• #Daydreamبه یک حیوان نگاه کن، به یک گربه، به یک پرنده یا ی...

یه زمانی تو زندگی از کسی خوشمون میاد و با هر راهی شده میخوای...

نمیتونستم پستش نکنم خانم گل ! اوسی جدیدم البته امممم امیدوار...

I will love you forever🙃

کوک شوهر کینه ای Part75

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط