fake kook part*31
با همشون اشنا شدم خیلی خانواده مهربونی بودن
(مینسو: دختر نامی)
(یورا: دختر جین)
(جونگی:پسر شوگا)
(جکی: پسر هوپی)
(زن جیمین و تهیونگ هم باردارن)
ا.ت: ببخشید این سوال میپرسم ولی چند ماهتونه
ز.جیمین:خواهش میکنم من ماه اخرمه
ا.ت: بله
ز.جیمین: واسه دکترم پیش یه دکتر خیلی خوب گرفتم کارش عالیه هممون پیشش میریم
ا.ت: اسم دکتر رو میدونید چون من دکترای سئول میشناسم
ز.جیمین:اسمش چی بود خیلی میگن کارش خوبه اصلا میگن عالیه یه لحظه نگاه گوشیم کنم
ا.ت:نه نمیخواد خودتون رو اذیت کنید
ز.جیمین: اذیت کجا اسمش دکتر کیم ا.تس
کوک: واقعا
ز.جیمین: میشناسیش
ا.ت: کیم ا.ت منم
ز.جیمین:واقعا داری راست میگی تو دکتری
ا.ت: بله شما حتما باید پارک هیارا باشی
ز.جیمین: بله خودم هستم چه خوب که پیش خودتونم
ز.نامی: گفتم چقدر برام آشنایی خیلی خوشبختم
ا.ت:منم همینطور
م.ک:خب عالیه دیگه پیش عروسمی
کوک: مامان ما هنوز عروسی نکردیم که بزار بعد از اینکه عروسی کردیم بگو عروسم
م.ک: تو چیکار داری
ا.ت: بزار راحت باشه
م.ک:راستی جونگکوک میسو
کوک: حرفشو نزن
م.ک: وایسا یه لحظه این دارو هارو توی اتاقش پیدا کردم میری بیمارستان ببینم برای چه چیزین
کوک: کی بهتر از ا.ت
م.ک: راستی حواسم نبود بیا دخترم میتونی ببینی قرصا ماله چه چیزین
ا.ت: ببینم خب این دوتا قرص زد باردارین این یکی هم برای بیماری ایست قلبیه
کوک: از این قرص میداد من بخورم پس این میخورم که ایست قلبی دارم
ا.ت:نباید از این بخوری ممکنه خیلی اسیب ببینی
م.ک: یعنی چی جونگکوک خوبی
کوک: تاحالا یه بار بیشتر نخوردم
ا.ت: خب یکی مشکلی نداره ولی باید این قرص و تهیه کنی بخوری کوک بهتره
کوک: اگه تو نداشتیم ممکن بود کن الان بمیرم
نامی: خدانکنه درست حرف بزن
ا.ت:نامجون راست میگه
(مینسو: دختر نامی)
(یورا: دختر جین)
(جونگی:پسر شوگا)
(جکی: پسر هوپی)
(زن جیمین و تهیونگ هم باردارن)
ا.ت: ببخشید این سوال میپرسم ولی چند ماهتونه
ز.جیمین:خواهش میکنم من ماه اخرمه
ا.ت: بله
ز.جیمین: واسه دکترم پیش یه دکتر خیلی خوب گرفتم کارش عالیه هممون پیشش میریم
ا.ت: اسم دکتر رو میدونید چون من دکترای سئول میشناسم
ز.جیمین:اسمش چی بود خیلی میگن کارش خوبه اصلا میگن عالیه یه لحظه نگاه گوشیم کنم
ا.ت:نه نمیخواد خودتون رو اذیت کنید
ز.جیمین: اذیت کجا اسمش دکتر کیم ا.تس
کوک: واقعا
ز.جیمین: میشناسیش
ا.ت: کیم ا.ت منم
ز.جیمین:واقعا داری راست میگی تو دکتری
ا.ت: بله شما حتما باید پارک هیارا باشی
ز.جیمین: بله خودم هستم چه خوب که پیش خودتونم
ز.نامی: گفتم چقدر برام آشنایی خیلی خوشبختم
ا.ت:منم همینطور
م.ک:خب عالیه دیگه پیش عروسمی
کوک: مامان ما هنوز عروسی نکردیم که بزار بعد از اینکه عروسی کردیم بگو عروسم
م.ک: تو چیکار داری
ا.ت: بزار راحت باشه
م.ک:راستی جونگکوک میسو
کوک: حرفشو نزن
م.ک: وایسا یه لحظه این دارو هارو توی اتاقش پیدا کردم میری بیمارستان ببینم برای چه چیزین
کوک: کی بهتر از ا.ت
م.ک: راستی حواسم نبود بیا دخترم میتونی ببینی قرصا ماله چه چیزین
ا.ت: ببینم خب این دوتا قرص زد باردارین این یکی هم برای بیماری ایست قلبیه
کوک: از این قرص میداد من بخورم پس این میخورم که ایست قلبی دارم
ا.ت:نباید از این بخوری ممکنه خیلی اسیب ببینی
م.ک: یعنی چی جونگکوک خوبی
کوک: تاحالا یه بار بیشتر نخوردم
ا.ت: خب یکی مشکلی نداره ولی باید این قرص و تهیه کنی بخوری کوک بهتره
کوک: اگه تو نداشتیم ممکن بود کن الان بمیرم
نامی: خدانکنه درست حرف بزن
ا.ت:نامجون راست میگه
- ۱۷.۷k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط