{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⛓عشق دوطرفه ۲۵🖤⛓

⛓عشق دوطرفه ۲۵🖤⛓


کوکی و چا ومی بحث کردن که تهیونگ اومد...
تهیونگ:هی بچه ها دعوا میکنید؟😑
کوک و چا:ن
تهیونگ:اوک باشه فقط یه سوال این دختره جولی خشگله چش بود ؟
کوک و چا:یاااا هواست باشع خوشگله یعنی چی؟
تهیونگ:اووو چتونه حالا!



دیالوگ از زبان جولی
رفتم بالا دیدم سوفیا داره گریه میکنه رفتم داخل ازش پرسیدم چیش که یهو اینجور شدی ؟
سوفیا:جولی راستشو به من بگو لطفا ؟
جولی:ها؟چی میگی راست چی تو همه چی منو میدونی
سوفیا : کوک با زبون خودش گفت که جولی را دوست دارم میخاد به تو نزدیک بشه
جولی:وات؟چی میگی ؟سوفیا من هر کاری میکنم کوکی به ت نزدیک بشه باش پس لطفا گریه نکن
سوفیا:خوشحالم که دارمت !🥺💋
جولی:بیا بغلم !
چند دقیقه ای گذشت و تهیونگ اومد دم اتاقمون
تهیونگ:سلام بچه ها من و کوک و چا داریم میریم بیرون گفتن به شماهم بگن آماده بشید و قراره کارای خفنی بکنیم پس ببینم چجور میشین !
من و سوفیا یه نگاهی بهم انداختیم و خوشحال دویدم که کار هامون بکنیم
اومدیم پایین بچه ها مارو دیدن و دهنشون باز مونده بود
تهیونگ:🙄پرام چه خفن
چا:اوه بیب عالی شدی
کوکی:اوم سوفیا توهم عالی شدی
خب بریم که کلی کار داریم‌!


(بچه ها عکس لباس میزارم )
دیدگاه ها (۳)

⛓عشق دو طرفه ۲۶🖤⛓آماده شدیم و رفتیم سوار ماشین شدیم سوفیا و ...

⛓عشق دوطرفه ۲۷🖤⛓تمرینات تموم شد و رفتیم پیش بچه ها جولی:این ...

⛓عشق دوطرفه ۲۴🖤⛓رفتیم تو حیاط پارک داشتیم قدم میزدیم که یهو ...

⛓عشق دوطرفه ۲۳🖤⛓سوفیا مارا تو اون حالت دید و سرجاش خشکش زده ...

ازدواج اجباری part5

جراح قلب (پارت16)

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط