{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت

"سرنوشت "
p,25
.
.
.
اینگار خیلی وقت بود منتظر این فرصت بودن ...دستمو روی قلبم گذاشتم خیلی ذوق زده شدم .... اولین باری بود که دونفرو میدیدم که این قد با عشق همدیگه رو میبوسیدن ... دستمو گذاشتم روی دست جونگ کوک و ذوق زده بهش نگاه کردم و بعد نگاهمو دادم به دو پرنده ی عاشق جلوم ......زمان از ۳ دیقه گذشت و هلن کم کم از جیهوپ جدا شد...
.
هلن : تموم نشد؟
.
ا/ت : ( به کرنومتر گوشی کوک نگاه کرد و با لبخند خرگوشی گفت ) با اجازتون ۴ دیقه او خورده ای
.
هلن و جیهوپ : اوه ( خجالت )
.
و دوباره بطری رو چرخون...
.
ویو جونگ کوک *
.
دوباره بطری رو چرخوندن ...
.
جیهوپ : خب ا/ت خانوم ما ... جرعت یا حقیقت ....؟
.
ا/ت : اهم اهم جرعت ..
.
جیهوپ : خب خب ........ تو این چهار سالی که با جونگ کوک زندگی کردی حتما میدونی که نقطه ی حساس بدنش چیه دیگه... برو همون جای حساس رو ببوس ..
.
از این حرف جیهوپ تعجب کردم .. ا/ت میدونست زیر خط فکم نقطه ی حساسمه پس کارم ساخته بود ...ا/ت اومد نزدیک و دستشو گذاشت روی گونم و با لبای گرمش زیر خط فکمو بوسید .... بدم مور مور شد و این از نگاه بچه ها مخفی نشد ..
.
.
.

بچه ها دیگه امشب نمیتونم پارت بزارم به بزرگی خودتون ببخشید🥲💔
شب بخیر خوشگلام تا هفته ی بعد💘
دیدگاه ها (۱۲)

راستی ۳۰۰ تاییپون مبارکککککک جیلیلیلیلی💗🥲

های بچه ها چطورین؟ مدرسه خوبه ؟😂امشب پارت میزارم بچه ها چون ...

"سرنوشت "p,24...جیهوپ : آره اره من برم بطری بیارم .رفت بطری ...

"سرنوشت " p,23...هوفف بالاخره ی نفس راحت از دست این دختر کشی...

"سرنوشت"فصل ۲ p,37...جیهوپ : ت..تو چیکار کردییی؟؟..جونگ سو :...

پارت ۱۶🖤❤️خوناشام خشن من ❤️🖤ادامه ی ویو ا/تا/ت : غذا درست کن...

Part 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط