{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۸۰


ارسلان: دیانا

دیانا: جونم

ارسلان: دیگه تحملم تموم شده

دیانا: ارسلان

ارسلان: این مدلی صدام نزن فسقلی

دیانا: من گناه دالم

ارسلان: من گناه ندالم زیر جذابیت تو دارم ذوب میشم

دیانا: خنده ای کردم و رفتم رو پاش نشستم و دستم و انداختن دور گردنش و سرم و بردم سمت گونش بوسه زدم تا گردنش

ارسلان: اخ دختر نکن تو این همه شیطنت و از کجا آوردی

دیانا: از آقامون یاد گرفتم

ارسلان: دیانا بیا بالا من همینجوری غیر قابل کنترلم
دیدگاه ها (۴)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۱دیانا: اشکال نداره گازه آرومی ا...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۲ارسلان: زنگ خونه خورد دیانا: ای...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۷۹دیانا: یه دو سه سالی باید صبر ک...

زیبا تر از الماس پارت ۷۸دیانا:بعد از بوسه از خجالت آب شدم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط