{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۹

پارت ۱۹
ا.ت:میدونم ازم متنفری ولی..
حرفش با کوبیده شدن لبای جیمین روی لب هاش ناتموم موند
ا.ت:با تعجب به حرکت یهویی جیمین نکته میکرد با چشمای گرد و گونه ای به رنگ شوکوفه های درخت گیلاس از تعجب نمیتونست تکون بخوره
جیمین:بعد چند دقیقه کشید عقب و به ا.ت نگاه کرد
جیمین:صدای قلب ا.ت رو میشنیدم عین یک جوجه تند میزد
ا.ت:با نگاهی گیج به جیمین نگاه کرد
جیمین:زد زیر خنده
ا.ت:ههههه..هی خخخنده نداره
جیمین:از خنده روی نیمکت سُر خورد
ا.ت:یاااا جیمین شی من دارم آب میشم میخندی؟
جیمین:چون خودم آبت کردم پس آره به کیوتیت و گیجیت مگه میشه خندید؟من که نمیتونم نخندم
ا.ت:قلبش توی گلوش میزد الان گفت کیوتی و گیجی؟
ا‌‌.ت:چطور جرعت میکنی به رئیست بگی کیوت؟
جیمین:به‌زور جلوی خنده اش رو‌گرفت
جیمین:آخه اینجا رئیس بازی نداریم پس الان رئیس من نیستی
ا‌.ت:اصن من میرم تو اتاق بخوابم
جیمین:اوم ولی من جای تو بودم همینجا توی این هوای آزاد مینشتم و لذت میبردم ازش چون فردا هوا بارونیه
ا.ت:تک خنده زد
ا.ت:پس همینجا میخوابم و سرش رو گذاشت روی شونه ی جیمین
جیمین:قلبم بیش از حد تند میزد
و هردو به خواب رفتن..

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۰ا.ت:با خوردن نور خورشید توی چشمم بیدار شدم. سرم رو بل...

ژانر:عاشقانه،،مافیاییشخصیت ها:ا/ت،تهیونگ

پارت ۱۸ویو ا.ت/آخی زیر لب گفت و نشست روی تختش.چرا هروقت جیمی...

پارت ۱۷ویو جیمین/بعد از اینکه ا.ت منو از توی کشتی کشید بیرون...

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟨از زبان ا/ت : بابا و مامان رفتن و خوا...

رمان؟عشق مثلثیپارت؟17(اسپانیا=ساعت 11:36AM) ☆:جیمین و ا/ت به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط