{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش باران بودم

ای کاش باران بودم
و بر سقف کینه‌ها می‌کوبیدم؛
برگ برگ دشمنی‌ها را از پای درختان نفرت می‌زدودم!
ای کاش...
اگر به جای یک قطره باران بودم،
روی گلبرگ نیکی می‌نشستم؛
روی چتر دوستی می‌نشستم
و آن را آکنده از طراوت می‌کردم!
در جویبار زندگی جاری می‌شدم
و قطره‌های امید را با خود می‌بردم؛
مثل ستاره در اوج آسمان...
مثل فانوس در جادّه‌ی بی‌انتها...!

هیوا❤
دیدگاه ها (۱)

من قول میدم تا تهش باشم با این زنِ عاشق مدارا کن فرصت زیاده ...

دردِ دلهایم خوب شدنی نیستحتی با چای نبات مادر بزرگ !بس که هر...

پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدن اش کلافه‌ات کرده، تردی...

تاری از موی سرت کم بشود می‌میرم آه گیسوی تو درهم بشود میمیرم...

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

برده عمارت جئون

برده عمارت جئون

باران از عصر شروع شده بود.چویا کنار پنجره ایستاده بود و به خ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط