{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی فقط می نویسم، می نویسم و این نوشتن انگار مرهمی می شو

گاهی فقط می نویسم، می نویسم و این نوشتن انگار مرهمی می شود بر روی زخم هایم؛
زخم های روحی که
شاهد ذره ذره از بین رفتن خودش است...
🎋
دیدگاه ها (۰)

من آنکس که بِرَنجاند تورا، هرگز نمی بخشمتو با من آشتی کردی، ...

شب ها انگار که دیگر خودت نیستی!انگار فقط روحی با یک قلب که ب...

ببینید کی اینجاست؟🍭🔮یه هنرمند چیره دست داریم🏅، یه فالو نشه؟🧶...

چشم ها، دریچه ی روحن...!بی شرح اضافه🍃🌬

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

فنجان خالی را کناری گذاشتم . به سیمای روبه رویم نگاهی انداخت...

می‌گویند ما زخمِ آغوش‌هایی هستیم که به امن بودنِ صاحبشان ایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط