{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی فقط می نویسم، می نویسم و این نوشتن انگار مرهمی می شو

گاهی فقط می نویسم، می نویسم و این نوشتن انگار مرهمی می شود بر روی زخم هایم؛
زخم های روحی که
شاهد ذره ذره از بین رفتن خودش است...
🎋
دیدگاه ها (۰)

من آنکس که بِرَنجاند تورا، هرگز نمی بخشمتو با من آشتی کردی، ...

شب ها انگار که دیگر خودت نیستی!انگار فقط روحی با یک قلب که ب...

ببینید کی اینجاست؟🍭🔮یه هنرمند چیره دست داریم🏅، یه فالو نشه؟🧶...

چشم ها، دریچه ی روحن...!بی شرح اضافه🍃🌬

به قول سیمین دانشور: گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن...! ...

دلم این روزهارفتن می خواهد ...... رفتن از خودم و تمام ِ چیزه...

اسیر شدیم ... بین برج های بلندی که روی گلوی کارگرها و خون بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط