{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد کیم (فصل ۲ )

استاد کیم (فصل ۲ )
پارت ۷۵

مینو : بهم نگو خانم کوچولو
تهیونگ لپه مینو را کشید و با خنده زیبا اش گفت
تهیونگ : میدونستی زیبا ترین دختر جهان هستی
مینو در چشم های بادامی تهیونگ زل زد و بجز عشقی که بهش داشت هیچ چیزه دیگی را نمیتونست ببینه اشک های مینو در چشم هایش جم شدن و همچنین احساس قلب اش به لرزه افتاد ناخودآگاه اشک اش از گوشه چشم اش سرازیر شد تهیونگ نگران دست منیو را در دست خودش حلقه کرد ...
تهیونگ : خانم کوچولو چی شده قربونت برم من
مینو زود بلند شد و سمته اتاق قدم برداشت
خانم کیم : مینو جان چی شد
تهیونگ : من برم باهاش حرف بزنم
تهیونگ زود به دنبال مینو رفت ....
همین که وارد اتاق شد مینو را دید که آرایش اش را تازه میکرد تهیونگ صندلی کنار پنچره را برداشت و کنار مینو گذاشت
تهیونگ : خانم کوچولوم چی شده ‌.. چرا گریه میکنی
مینو نفس‌عميقی کشید
مینو : چیزی نیست
تهیونگ صندلی مینو را سمته خودش چرخوند از جلو آینه و به خودش نزدیک اش کرد
تهیونگ : بخاطر امروز معذرت میخواهم عشقم .... ببخشید همسرم آخه چرا باید شریک زندگیم رو ناراحت کنم ... تو شریک هر ساعتی که در این دنیا میگذرونم هستی تو رویایی منی رویای که هیچ وقت تموم نمیشه من هیچ وقت از این خواب بیدار نمیشم ولی تا وقتی پیشم باشی این خواب ادامه داره
مینو : .... قول میدی هیچ وقت ترکم نکنی
تهیونگ مینو را در اغوش اش نزدیک کرد و گذاشت تا اتر شیرین مثل عسل خوش بو تبعیت مینو دست هایش را دوره ک*مره تهیونگ حلقه کرد و استاد اش و همچینین همسرش با لحنه خیلی آروم و مهربان و خوشحالی گفت
تهیونگ : میخواهی یه شعر بهت بگم ....

@Yonjin953
دیدگاه ها (۰)

استاد کیم(فصل ۲ )پارت ۷۶مینو : اوهمم تهیونگ : دلم می‌خواست ب...

استاد کیم (فصل ۲)پارت ۷۷تهیونگ دو جعبه ای از جیب کت اش برداش...

استاد کیم (فصل ۲ )پارت ۷۴جلو آینه نشسته بود و به خودش نگاه م...

استاد کیم (فصل ۲)پارت ۷۳تهیونگ :گوش بده مینو خواهش میکنم بخد...

پارت ۴ازدواج اجباری 🩵ویو راویدخترک در آغوش سرد پسر جا گرم کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط