{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{خوانواده بی ارامش }

{خوانواده بی ارامش }
پارت:۴

_اره زدم

+نامجون ولش کن

_هوففف انیا برو تو اتاقت
انیا عصبانی رفت تو اتاقش

ویو انیا:

هور...نی بودمممم بابام هم مشتریم رو پروند اه
مجبورم(برای این تیکه برید تو کامنتا و بخونید)

نامجون یهو وارد اتاق انیا شد

_چی کار می کنی؟
^بابا اه برو بیرون

نامجون رفت و موهای انیا رو کشید.
_به ننه هر.زت رفتی
گوشیه انیا رو برداشت و از اتاق زد بیرون

+چی شد عزیزم؟

_مثل ننش هر.زس داشت خود ارضا..یی می کرد

+وایییی
_بوگوم کجاست؟
+داره تو کتابخانه کتاب می خونه
_عزیزیم ببخشید دست روت بلند کرد
+اشکال نداره
نامجون ات رو بلند کرد و گذاشت رو کابینت و جبه کمک های اولیه رو اورد و به سورت ات پماد زد
ویو فردا :
.‌‌‌‌.....

___

دخترااا
کم کم دارم رمان های پیج قبلی رو میارم تو این پیج
لطفا اگه خونید بازم حمایت کنید

و کالکشن مخصوصه هر رمان رو درست مردم راحت می تونید بخونید

دوستتون دارم بوس بایی 💋💋
دیدگاه ها (۲۵)

{خوانواده بی ارامش }پارت:۵ویو فردا صبح :ویو نامجون : رو تخت ...

{خوانواده بی ارامش }پارت :۶۱اینجا کلا ویو انیاست:اههههه باز ...

پارت:۸ویو صبح:ات صبح با احساسی که انگار یکی نگاش می کنهبیدار...

پارت:۷یک دختر با ناز و عشوه میاد سمت میزات اینا و ات رو از پ...

{خوانواده بی ارامش }

{خوانواده بی ارامش }

{ خوانواده بی ارامش }

{خوانواده بی ارامش }پارت:۹نامجون تا نتیجه ازمایش رو دید پراش...

{خوانواده بی ارامش }پارت:۸ویو شنبه مدرسه انیا:اه می خوان کار...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

{چند شلتی درخواستی}وقتی بدون ددیت رفتی بار....پارت:۲وقتی رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط