{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر
گفتم: برای کی؟
گفت: برای هدیه دادن به عشقت!
گفتم: اگر عشقم به عشقش هدیه داد چی؟!
لحظه ای سکوت کرد و گفت: پول نداری گوه فلسفی نخور
دیدگاه ها (۲)

من قبلنا همش به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم.............ولی ا...

/ آدم پوچی مثل من/ کجا بره که جاش باشه/ با چه زبانی حرف بزنه...

بچه که بودم ازخداخواستم یک دوچرخه به من بده منمرفتم یه دوچرخ...

فقیری سه عدد پرتقال خرید.اولی رو پوست کند خراب بود.دومی رو پ...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_30یونا به او نگاه کرد.«یعنی چی؟...

افسانه ی خون و گل قسمت ۱۵: انفجارِ نهایی اون لحظه، تمامِ دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط