{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقیری سه عدد پرتقال خرید.

فقیری سه عدد پرتقال خرید.

اولی رو پوست کند خراب بود.
دومی رو پوست کند اونم خراب بود.
بلند شد لامپ رو خاموش کرد و سومی رو خورد.

گاهی وقتا باید خودمون رو به ندیدن و نفهمیدن بزنیم تا بتونیم زندگی کنیم...

جیمز لااورنس
دیدگاه ها (۳)

بچه که بودم ازخداخواستم یک دوچرخه به من بده منمرفتم یه دوچرخ...

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخرگفتم: برای ک...

ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﯼ ﻣﺠﻮﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺁﺭﻣﯿﻦ 2afm :ﭼﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺧﻮﺵ ﺭﻧﮕﯽ، ﭼﻪ ﻣﻘﻨﻨﻌﻪ...

: ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟ﭘﺪﺭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ۱ ﻣﺜ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــ...

دخترک مغرور گفت : همین جا خوبه بگو .. تهیونگ دکمه کتش را بست...

نام: قرارداد نفرتPart:15بعد از تمیز کردن آشپزخونه، همه آماده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط