{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من جامانده ام

من جامانده ام
توی آن روزی که همه لبخند به لب چشم به هفت سین سعادت دوخته اند من گوشه انزوا گزیده و زانوی غم در بغل گرفته ام
خدایا من خواستار نوروز نیستم'روزهای کهنه ام را بمن باز گردان
دیدگاه ها (۱۲)

موی سفید را فلکم به رایگان نداداین رشته را من به نقدجوانی خر...

لنگ لنگان از ناکجا آباد آمده ام وخسته به آخر خط رسیده ام.شما...

درطواف شمع میگفت این سخن پروانه ایسوختم زین آشنایان ای خوشا ...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

پارت ۶۳

"چندپارتی"......p.2چند روز بعد ، خبر جدایی شان مثل یک بمب در...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

#خدایا_شکرت #خدا #توکل #آرامش #حال_خوب#زیبا #خاص #حرف_دل #دک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش دوم _چشمهایم را می‌بندم و...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط