{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳

یورون هر روز بیشتر به دلم می‌نشست.

من افکار پلیدی داشتم.

امروز مست کردم و رفتم خونه ی یورون . مامان و باباش نبودن.

با گیره در خونشو باز کردم رفتم تو .

خواب بود روی تختش.

من رفتم تو عالم مستی تو اتاقش یهو بلند شدو من یقه ی لباسشو گرفتم کشیدم سمت خودم و یه بوس آبدار نسیبش کردم.

بعد ولش کردم .

یهو خوابیدم.
بلند شدم دیدم رو تخت خونه ی یورون اما دیگه مست نبودم.

یورون گف چرا بوسم کردی

گفتم وا حالا مگه چیشده

یورون گف هیچی حالت خوبه الان

گفتم آره
چند روز گذشت.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴.امروز از سر کار رفتم دم خونه ی یورون.ات:یورون در رو ب...

پارت ۵ ( آخر )من ازش نفرت گرفتمدیگه نمیخواستم ببینمش.ندیدمش ...

پارت ۲از وقتی اون پسر رو دیدم عاشقش شدم چون هم خوشگل بود و ه...

پارت ۱ (اول)ات: صبح بود از خواب بیدار شدم . دیشب اسباب کشی د...

ࡅߺ߳ߊࡅِِߺܭߊ‌ܝ#TaLaBkaR#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟟 قرص ها رو بهم داد و خوردم و بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط