{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آن روز که رفتي

از آن روز که رفتي
کارت شارژ ها را سيگار ميخرم
وبا خيابان ها حرف ميزنم
همين طوري پيش برود
بايد گوشي ام را بفروشم کفش بخرم...
دیدگاه ها (۵)

شايد آرام تر ميشدمفقط و فقط...اگر ميفهميديحرف هايي را که ميخ...

مرا ياد بگير نه مثل جبر نه مثل هندسه نه مثل يک منهاي يک که ه...

چه خوب ميشد اگه دنيا يکم مرد بوداون وقت ميشد سيبيل هاشو چرب ...

حکيمي بر سر راهي ميگذشت ديد پسر بچه ايي گربه خود را لب جوي م...

آخرین بحث پارت ۵

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧 part:79 [روز بعد، شرکت کیم، 12:38pm] جیمین در دفتر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

وقتی یه ام‌وی،دلیل شروع احساساتتون بود...¹۱۲ ساله ارمی هستی....

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

چند پارتی یونگی

پارت سوم | احساسی که نباید به وجود می‌آمدسه روز از شروع دانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط