{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:79

[روز بعد، شرکت کیم، 12:38pm]

جیمین در دفترش بود، درحال تاسپ چیزی در لپتاپش که در بدون اجازه باز شد.. مثل همیشه کیم تهیونگ

^کیم، برو بیرون، قبلا هن بهت گفتم هیچ آدرس یا نشونی از جونگکوک بهت نمیدم

مرد نزدیک تر شد.

+حتی اگه حقیقت فاش بشه؟ اینکه با من و یونگی همکاری کردی تا..

پسر نگاهش را به کیم داد و بلند شد.

^داری تهدیدم میکنی؟

زیر چشمان کیم گود شده بود و چهره اش دیگه مثل قبل داد نمیزد که "من بهترینم!".
سری تکان داد.

+ اگه مجبور باشم آره

^میخوای دوباره بهش آسیب بزنی..

+ قسم میخورم نه.. دوسش دارم

^کیم.. اگه ایندفعه بهش آسیب بزنی جونگکوک میره.. برای همیشه گم میشه جوری که حتی من هم پیداش نکنم..

+ نمیکنم.. فقط بگو کجاست

^بهم درمورد یک کلبه جنگلی میگفت.. انگار چند مایل جلوترش کنار رودخونه یک کلبه خریده و با آنا زندگی میکنه.. وقتی پیداش کردی لطفا بهش نگو من جاشو بهت گفتم

کیم لبخند محوی روی لبانش نشست.

+ یکی طلبت، پارک

و از دفتر بیرون رفت.

جیمین نفس عمیقی کشید و روی صندلی چرمی چرخ دارش نشست که گوشی اش زنگ خورد.
مخاطب" Anna" بود
تماس را پاسخ داد و صدای گریه دختر را از آن طرف خط شنید.

^آنا؟ هی! چیشده؟ بلایی سر کوک اومده؟

~جیمی.. خسته شدم.. از اینکه براش یک بار اضافی ام خسته شدم.



در بین درختان سبز رنگ قدم میزد و بوی خاک باران خورده را حس میکرد.
گوشی اش را بیرون آورد و پیام ها را خواند.

"خوبی، جئون؟"
"منم، هوسوک، پسر عموی ته"
"وقت داری باهم حرف بزنیم؟ درمورد گذشته هست"

گذشته.. جهنمی خاموش در قلب ترک خورده اش.
گوشی را کنار گذاشت و به درختی تکیه داد.
سیگار را بین لبانش گذاشت و با فندک قهوه ای رنگش روشنش کرد.
دودی از سیگار گرفت و نگاهش را به دور دست داد و آن کلبه را دید.. کلبه کیم..

دود دیگری از سیگار گرفت.
ناگهان حضور گرم شخصی را کنارش حس کرد.

+ از کی تا حالا سیگاری شدی، سنجاقک؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط پارت بعد:
لایک: 60
کامنت: 100 استیکر نذاریننن
9 فالوور جدید. 670 تایی بشیم
دیدگاه ها (۷۲)

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

جونگکوک تو پارت های اخیر...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:69(روز بعد، عمارت مین، 9:12am) پارک وارد اتاق دخ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:57~صبر کنمین برگشت و به آنا نگاه پرسشی کرد~من.. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط