نامسرزمین گرگینه ها

نام:سرزمین گرگینه ها
پارت:۱۱

و مرا بلند کردند و بردند به یک جای دور افتاده که شبیه یک قلعه بود نه..واقعا آن یک قعله بزرگ و زیبایی بود ولی تا حالا همچین قعله ایی ندیده بودم! قلعه ایی که خیلی بزرگ باشد و زیبا ومرموز و ترسناک ،آنقدر تقلا کرده بودم که خسته شده ام و دیگر جانی نداشتم که برای نجات جانم فرار کنم نمی‌دانستم... چه در انتظار من است، قرار است چه اتفاقی بیافتد، سرنوشت من...چگونه خواهد شد؟
آن دو نفر مرا به در ورودی قعله بردند دو نفر دیگر جلوی در ایستاده بودند که به نظر می‌رسید انسان نیستند...چون دو گوش و یک دم داشتند که شبیه یک سگ یا گرگ بودند ، کسانی که جلوی در بودند با دقت به من نگاه کردند فک کنم آن دو نگهبان در ورودی قلعه بودند ، نگهبان سمت چپ دستشو روی چونه اش گذاشت و سرشو کمی خم کرد و با حالتی متفکرانه گفت: فکر کنم ارباب قبولش کنه، نگهبان سمت راست خندید و آرام زد پشت سر نگهبان سمت چپ و بهش نگاه کرد و دست به سینه شد و گفت : هی اون یه جاسوس‌ها بعد تو داری برای ارباب یه داستان عاشقانه رقم میزنی؟!! نگهبان سمت چپ هم خندید و بدون اینکه به او نگاه کند با جدیت به اون دونفری که مرا گرفته بودند علامت داد که مرا رها کنند و بعد او دستان مرا گرفت و بست و به من نگاه کرد و با لحن گرمی گفت: ولی من فکر نمیکنم اون یه جاسوس باشه! نگهبان سمت راست هم چشمانش را چرخاند و در را باز کرد و به من نگاه کرد و اخم ریزی زد و گفت: فعلا بیا ببریمش پیش ارباب!
نگهبان سمت چپ به او نگاه کرد و سری تکان داد و آرام مرا به داخل هدایت کرد با خودم فکر کردم که اینجا واقعا کجاست؟ و چرا آن ها فکر میکنند من یک جاسوس هستم؟ مگر من چه کاری کرده بودم؟ همیشه مادرم می‌گفت اینقدر کنجکاو نباش کنجکاوی تو بلاخره یه روزی تو رو به یه جای خطرناک می کشاند اما..من خیلی کنجکاو و بازیگوش بودم که به حرفاش گوش بدهم.
به اطراف قلعه نگاه کردم واقعا زیبا و بزرگ بود این قعله دو برابر خانه های آدم های پولدار بود اولین باری است همچین چیزی میبینم این قلعه تم ترسناکی داشت اما بازم زیبا بود مطمئنم صاحب این قلعه سلیقه خوبی دارد.

------------------------------⁦-⁠ᄒ⁠ᴥ⁠ᄒ⁠-⁩---------------------------
وقتی به حرف مامانت گوش نمیدی همی میشه😔
دیدگاه ها (۰)

نام:سرزمین گرگینه هاپارت:۱۲بعد کمی فکر کردن آن دو نگهبان ایس...

نام:سرزمین گرگینه هاپارت:۱۳او ابرویی بالا داد و با لحن سرد و...

نام:سرزمین گرگینه هاپارت:۱۰با دقت بهش نگاه کردم اما منظورش ا...

نام:سرزمین گرگینه ها پارت:۹که یهو دیدم یکی زیر درخت بود، با ...

#ایده_ای_در_اعماق_ذهنم #چند_پارتی امگاورس؟!..... Part 6مین و...

🦋 wounded butterfly 🦋 part 13 سریع ماشین رو روندم سمت خونم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط