{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد به جون خسته ام باز هم تب

باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد به جون خسته ام باز هم تب اومد♫♫♫
♫♫♫باز هم از لاله خونین قلبم خدایا بانگ یارب یارب اومد
♫♫♫شب اومد باز شب اومد باز شب اومد به جون خسته ام باز هم تب اومد
هوا تاره چراغ هم سوت و کوره تنم داره می سوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده آخه این از خداوندی به دوره
♫♫♫هوا تاره چراغ هم سوت و کوره تنم داره می سوزه مثل کوره♫♫♫
دیدگاه ها (۱)

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

لوید :انیا انیا :بله لوید:بودو کیفت رو بردار برو انیا:باش من...

برده عمارت جئون

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۵: نجواهایِ دیوارهااتاق بعد از رف...

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

ادامه پارت ۴۳

اولین تکپارتی که دوپارتی شد ؟✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط