{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگیم همچو کرم ابریشم...

دلتنگیم همچو کرم ابریشم...
برگ برگ، خاطراتم را می بلعد!
و من در انتظار سیر شدنش!
تا شاید پیله ای بتند...
و پروانه ی جمع بودن را حاصل شود
دیدگاه ها (۵)

اين نوشته صمد بهرنگي بنظرم بسيار زيبا و دلنشين آمد ؛بالاخره ...

فکر میکنید اگر در دوره حافظ و سعدی, فردوسی و... تلفن بود اون...

♥♡

ساعت عشق به سر میکوبد که زمان رفت و نیامد یارت گفتمش ساعت دی...

آرزوها پیله هایےدردل هستند که با امیدپروانه اے بال گشودهوبه ...

«یا مولای من، یا صاحب الزمان!کاش باران بودی و همه نگران نیام...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

قبلِ هر چیز بگویم که من آنم که شبیتا لبِ پنجره رفت و به اتاق...

.تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط