p
p.4
شوگا توان فریاد زدن ، اشک ریختن را نداشت فقط داشت خفه میشد نمیتوانست باور کند این اتفاق ا
دکتر دوباره لب زد
"راستی این نامه توی دستای بیمار بود"
شوگا آن را باز و نامه را خواند دوباره خواند و دوباره خواند و دیگر اشکش سرازیر شد
"نه امکان نداره ا.ت پیشه منه هنوز نمرده نههه"
نامه در دستانش و با آسانسور به پشت بام بیمارستان رفت رفت روی پرتگاه وایساد
" ا.ت دختر قشنگم میخوام بیام پیشت توی همینجا که جسمت هست منم جسمم پیش تو و روحمون کنار هم دیگه هیچکس حق نداره بهمون نه بگه "
نامه را توی دستش فشرد و خودش را آزاد کرد و پرید.....
دو جسم عاشق کنار هم که روحشان هم کنار هم خواهد رفت دوتا جسم بی جون و بی روح کنار هم بدون هیچ مخالفت راحت کنار هم خوشحال باهم.....
The end....
------------------------------------------
فرض کنین هم داستان افتضاحی بود هم افتضاح تموم شد هم تاسیان بد بود از اونجایی که افتضاح بود و خودمم قبول دارم عیبی نداره به روم بیارین
ایگ؟ فدا سرت عروسک
شوگا توان فریاد زدن ، اشک ریختن را نداشت فقط داشت خفه میشد نمیتوانست باور کند این اتفاق ا
دکتر دوباره لب زد
"راستی این نامه توی دستای بیمار بود"
شوگا آن را باز و نامه را خواند دوباره خواند و دوباره خواند و دیگر اشکش سرازیر شد
"نه امکان نداره ا.ت پیشه منه هنوز نمرده نههه"
نامه در دستانش و با آسانسور به پشت بام بیمارستان رفت رفت روی پرتگاه وایساد
" ا.ت دختر قشنگم میخوام بیام پیشت توی همینجا که جسمت هست منم جسمم پیش تو و روحمون کنار هم دیگه هیچکس حق نداره بهمون نه بگه "
نامه را توی دستش فشرد و خودش را آزاد کرد و پرید.....
دو جسم عاشق کنار هم که روحشان هم کنار هم خواهد رفت دوتا جسم بی جون و بی روح کنار هم بدون هیچ مخالفت راحت کنار هم خوشحال باهم.....
The end....
------------------------------------------
فرض کنین هم داستان افتضاحی بود هم افتضاح تموم شد هم تاسیان بد بود از اونجایی که افتضاح بود و خودمم قبول دارم عیبی نداره به روم بیارین
ایگ؟ فدا سرت عروسک
- ۲۰.۱k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط