پارت سوم امگای شیرین من 🌷
پارت سوم امگای شیرین من 🌷
ویو تهیونگ :
از امارتم زدم بیرون میخواستم یکم یکم با ماشین بگردم شاید حالم بهتر میشد ،همین طور که داشتم میرفتم یکدفعه ی ماشین جلوم ظاهر شد اصلا حواسم نبود تا اومدم ب خودم بیام طرف سریع فرمون رو چرخوند خداروشکر اتفاقی نیفتاد ،پیاده شد پس منم پیاده شدم و..وای چقدر خوشگله خدای من این بینظره، همین طور که داشتم فکر میکردم یکدفعه متوجه ی رایحه خوبی شدم و !!! بنازم اون زیبا جفت منه !!؟ الهی ماه مرسی واقعا ممنونم اینقدر شیفتش شدم که اصلا متوجه صحبتش نشدم
+ س..سللا..م شما خوبید
داشتم همین طور نگاش میکردم در واقع داشتم از رایحه جـــفـــتـــم لــذت میبردم !!!
+ ب..ب.. ببخشید حواسم نبود
آنقدر مهوش شده بودم که متوجه نبودم دروبرم چ خبره تا اینکه دوباره صحبت کرد و منم ب خودم اومدم
- اشکالی ندارد امگا کوچولو میتونی بری این ساعت بیرون نباشی بهتره
نمیخواستم بهش بگم بره اما خب این ساعت واقعا وقتش نبود
اون رفت اما خب من هنوز اونجا بودم بلاخره راضی شدم و رفتم به سمتم خونه،البته خونه که نمیشه گفت به سمت امارتم رفتم وقتی رسیدم ی دوش گرفتم و رفتم داخل تراس بزرگ اتاقم روی صندلی نشستم و ب خدماتکار گفتم تا برام شراب بیاره ،اون نتونستم بخوابم داشتم ب اون امگا کوچولوی خودم فکر میکردم و لذت میبردم ! !
ویو جونکوک :
دوهفته گذشته بود.
باید من و جیمین میرفتیم واسه خرید ! خیلی خوشحالم بودم من و جیمین تصمیم گرفته بودیم قبل از اینکه بریم دانشگاه عشق و حال کنیم
جیمین اومد دنبالم
& سلامم خوشگله شماره بدم ؟
+ سلام و کفت چرا اینقدر دیر کردی!
& وایی ببین عصبی میشی زشت میشی
+ کـــثــافــــتــــــ
یکی زدم پشت جیمین رو البته آروم
راه افتاد داشتیم میرفتیم به سمت پاساژ جدید که تازهگیا افتتاح شده بود شنیده بودم وسایلش خوبهه
من و جیمین تو پاساژ کلی مسخره بازی در آوردیم 😂
و رسیده بودیم ب مغازه لباس دامادی
& اوو بین امگا کوچولو اینو نمیخوای واسه شوهرت ؟ 😂
+ خفه شو تا نکشتمت 😂
& عزیزم چرا بداخلاقی میکنی ؟
+ بخدا میکشمت بیشعور کسافت 😂
و دویدم دنبالش رسیدم ب ماشین
& وایی...دیگه...نمیتونم
+ منم...گشنمه
& ارعهع موافقم بریم ی چیزی بخوریم
+ معلومه تو که همیشه گشنته
& خفه همین که هست
+ کفت
رفیتم غذا خوردیم من که داشتم میترکیدم
+ اوفف من دیگه میرم خدافظ
& باشه خدافظ
& وایستا وایستا وسیله هات رو یادت رفت
+ اوه اره یادم رفتخ بود
& خیلی خب بیا اینم اخریش ،خدافظ
+ خدافظ مراقب خودت باش
& باشه
ویو تهیونگ :
از امارتم زدم بیرون میخواستم یکم یکم با ماشین بگردم شاید حالم بهتر میشد ،همین طور که داشتم میرفتم یکدفعه ی ماشین جلوم ظاهر شد اصلا حواسم نبود تا اومدم ب خودم بیام طرف سریع فرمون رو چرخوند خداروشکر اتفاقی نیفتاد ،پیاده شد پس منم پیاده شدم و..وای چقدر خوشگله خدای من این بینظره، همین طور که داشتم فکر میکردم یکدفعه متوجه ی رایحه خوبی شدم و !!! بنازم اون زیبا جفت منه !!؟ الهی ماه مرسی واقعا ممنونم اینقدر شیفتش شدم که اصلا متوجه صحبتش نشدم
+ س..سللا..م شما خوبید
داشتم همین طور نگاش میکردم در واقع داشتم از رایحه جـــفـــتـــم لــذت میبردم !!!
+ ب..ب.. ببخشید حواسم نبود
آنقدر مهوش شده بودم که متوجه نبودم دروبرم چ خبره تا اینکه دوباره صحبت کرد و منم ب خودم اومدم
- اشکالی ندارد امگا کوچولو میتونی بری این ساعت بیرون نباشی بهتره
نمیخواستم بهش بگم بره اما خب این ساعت واقعا وقتش نبود
اون رفت اما خب من هنوز اونجا بودم بلاخره راضی شدم و رفتم به سمتم خونه،البته خونه که نمیشه گفت به سمت امارتم رفتم وقتی رسیدم ی دوش گرفتم و رفتم داخل تراس بزرگ اتاقم روی صندلی نشستم و ب خدماتکار گفتم تا برام شراب بیاره ،اون نتونستم بخوابم داشتم ب اون امگا کوچولوی خودم فکر میکردم و لذت میبردم ! !
ویو جونکوک :
دوهفته گذشته بود.
باید من و جیمین میرفتیم واسه خرید ! خیلی خوشحالم بودم من و جیمین تصمیم گرفته بودیم قبل از اینکه بریم دانشگاه عشق و حال کنیم
جیمین اومد دنبالم
& سلامم خوشگله شماره بدم ؟
+ سلام و کفت چرا اینقدر دیر کردی!
& وایی ببین عصبی میشی زشت میشی
+ کـــثــافــــتــــــ
یکی زدم پشت جیمین رو البته آروم
راه افتاد داشتیم میرفتیم به سمت پاساژ جدید که تازهگیا افتتاح شده بود شنیده بودم وسایلش خوبهه
من و جیمین تو پاساژ کلی مسخره بازی در آوردیم 😂
و رسیده بودیم ب مغازه لباس دامادی
& اوو بین امگا کوچولو اینو نمیخوای واسه شوهرت ؟ 😂
+ خفه شو تا نکشتمت 😂
& عزیزم چرا بداخلاقی میکنی ؟
+ بخدا میکشمت بیشعور کسافت 😂
و دویدم دنبالش رسیدم ب ماشین
& وایی...دیگه...نمیتونم
+ منم...گشنمه
& ارعهع موافقم بریم ی چیزی بخوریم
+ معلومه تو که همیشه گشنته
& خفه همین که هست
+ کفت
رفیتم غذا خوردیم من که داشتم میترکیدم
+ اوفف من دیگه میرم خدافظ
& باشه خدافظ
& وایستا وایستا وسیله هات رو یادت رفت
+ اوه اره یادم رفتخ بود
& خیلی خب بیا اینم اخریش ،خدافظ
+ خدافظ مراقب خودت باش
& باشه
- ۹.۲k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط