{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P⁵

بعد پنج دقیقه رسیدیم..


کوک پیاده شد
کوک:پیاده شو
منم پیاده شدم و رفتیم داخل عمارت..واو چنگده گشنگه اینجا..هیم(تو دلش)داشتم همینجوری همجای عمارت و نگاه میکردم ک..
کوک:اگ دید زدنت تموم شد بریم😑
ا.ت:او..اره اره
رفتیم دم در عمارت و دیدم بدون اینکه نه دری بزنیم یا چیز دیگه ای در واس خودش وا شد:/
تا داخل شدیم همه ی خدمتکارایی ک اونجا بودن ب احترام جونگ کوک تعظیم کردن و گفتن
خدمتکارا همه باهم:خوش اومدین ارباب
..ولی کوک هیچ ریکشنی نشون نداد:|
جونگ کوک:آجوماااااا
آجوما:,ب..بله پسرم چیزی شده؟؟
کوک:اولا ب من نگو پسرم بهم بگو ارباب یا آقا و دوما این هرزه کوچولویی ک میبینی واس کارا منه خودت ک فهمیدی منظورم چیه؟
آجوما:آره فهمیدم..پس‍..ارباب
کوک:حالا هم قانونارو بش بگو و اتاقشو بهش نشون بدع
آجوما:باشه
کوک کوله و چمدون ا.ت هم برداشت و برد تو اتاق خودش..




.....ا.ت....
هن:/؟چر کیفو چمدونمو برد😐
من با آجوما رفتم و رفتیم داخل ی اتاقی ک اندازش متوسط بود و خوشگل بود..
آجوما:خب دخترم اسمت چیه؟
ا.ت:اسمم ا.ته
آجوما:خب ا.ت تو واسه کارای اربابی ینی زیرخوابشی و موقع رابطه نباید مقاومت کنی وگرنه تنبیه میشی و باید با ارباب همکاری کنی و هرکاری هم گفت باید انجام بدی و اینا قانونای وظیفه ی توعه و قانونای عمارت اینه که باید جونگ کوک رو ارباب صدا بزنی و نباید چیز دیگه صداش کنی یا با اسم کوچیکش،نباید زبون درازی کنی نسبت ب ارباب،و هر موقع خودش خواست میتونه جایگاهتو عوض کنه مثلا بشی خدمتکار یا برده و هرچیزی خواست هم باید براش فراهم کنیم و اگر از دستوراتش سرپیچی کنی تنبیه میشی

ا.ت:ببخشید این تنبیهی ک میگید،مثلا چ تنبیه هاییه:/؟
آجپما:مثلا میندازت تو انباری و بهت آبو غذا نمیده،میزنتت با شلاق و کمربند و بطور خیلی بد ب چیزت میده و... خیلی کارای بده دیگه
ا.ت:عم..😐
آجوما:الآنم این لباسارو بگیر بپوش و تو اتاقت بمون تا فردا
ا.ت:باشه..مرسی
آجوما:خواهش میکنم


آجوما رفت بیرون و من لباسایی ک بهم داده بود و پوشیدم و رفتم تو تخت

ا.ت:هوففففف گوشیم تو کیفم بود و اون پدصگ کولمو بردهههه اصن شاید میخواد گوشیمو برداره ک ب کسی نزنگم..؟نههه وایییی من چجوری بدون گوشی بمونمممممم
اصن گوشیو ولش حجی:/(با خودش داره میحرفع بچم:/)
ینی چیییی آخههه ینی چی ک ‌من باید برده بشم و زیرخواب و اون بهم زور بگهههه...و با همین فکرها خوابم برد..
‌





خب ببخشید اگر کم بود یا دیر گذاشتم و چون دیر گذاشتم شرطا کمه

Like:7
دیدگاه ها (۱۷)

پارت ۳

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

همسر غیره منتظره

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط