{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنده بودم اما انگار مرده بودم

من زنده بودم اما انگار مرده بودم

از بس که روزها را با شب شرمده بودم

یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که

او سرسپرده می خواست ، من دل سپرده بودم

یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم

از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد

 گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم

وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد

کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست اینسان نمی یابی ز من ح...

می پرسد از من کیستی ؟ می گویمش اما نمی دانداین چهره ی گم گشت...

نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینمکسی انگار می خواهد ز م...

قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم ساخت ما را ه...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 من زنده بودم اما، انگار مرده...

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

شغل پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط