{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارد دارو خونه شدم و منتظر شدم تا داروهامو تحویل بدن

وارد دارو خونه شدم و منتظر شدم تا داروهامو تحویل بدن
فردی وارد داروخانه شد
با لهجه ای ساده و روستایی به فروشنده گفت کرم ضد سیمان دارین؟
فروشنده با لحنی تمسخر امیز پرسید
بله که داریم
کرم ضد تیر اهن و اجر هم داریم
حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی
اما گفته باشم خارجیش گرونه هااااا
اون مرد نگاهی به دستاش انداخت واونارو
رو به صورت فروشنده نشون داد و گفت
از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم
اگه خارجیش بهتره خارجی بده
متصدی داروخونه لبخند رو لباش یخ زد
چه حقیر و کوچیکه اونی که به خودش مغروره
چون نمیدونه بعد از بازی شطرنج شاه و سرباز
همه توی جعبه در بسته قرار میگیرن
جایگاه شاه و گدا دارا و ندار اخرش قبره
تقواست که سرنوشت سازه
برای رسیدن به کبریا باید نه (کبر) داشت نه ( ریا)

مواظب باشیم که تقوا با یه"تق" "وا" نره
دیدگاه ها (۵)

مردی وارد داروخانه شد وبا لهجه ای ساده گفت:کرم ضد سیمان داری...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام را تحویل دهند.فردی...

برای رسيدن به کبريا بايد نه " کبر " داشت نه "ریا" !!مردی وار...

کرم ضد سیمان :وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه‌ام را ...

حتما بخونید خیلی قشنگهوارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه...

مردی وارد داروخانه شد و با لهجه‌ای ساده گفت:کرم ضد سيمان دار...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

🍂 مردی وارد داروخانه شد وبالهجه ای ساده گفت:کرم ضد سیمان دا...

.مردی وارد داروخانه شد و با لهجه ای ساده گفت:کرم ضد سیمان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط