دیروز با کسی که که خیلی ازش بدم میو مد ازدواج کردم اون عو
ا/ت: سلام جنی آماده ای
ج: اره بیا بریمو
رسیدم اونجا بودیم میرقصیدیم که من پاشدم رفتم دست شوی که کشیده شدم توی یکی از اتاقا دید تهیونگ بود
ته: بیبی فقط برام ناله کن (خودتون میدونید باچه
ا/ت: تو چیمیگی (ته خیلی مسته و ا•ت رو نشناخت)
ته: بیب اذیت نکن درد نداره قول میدم حالا به حرف ددی گوش کن و دربیار
ا/ت:(خواست از اتاق بره بیرون که ته گرفتش و پرتن کرد روی تخت و لباسامو در اور)
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.