{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگشت به لب مانده ام از قاعده عشق

انگشت به لب مانده ام از قاعده عشق
ما یار ندیده تب معشوق کشیدیم
دیدگاه ها (۱)

دل به یک لرزش از زلزله ویـران شده بازغم به این سینه ی ویران ...

سی سالْ ابر و باد و بارانْ پُشتِ سر دارمبرفی ست بر مویم، عزی...

وقتی نگاهم می کند بادام چشمتدل را به یغما می بری با ، دام چش...

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا از من گریزی که وف...

انگشت به لب مانده ام از قائده عشق؛ما یار ندیده تب معشوق کشید...

عشق آن بغض عجیبی‌ست که از دوری یار 🌸نیمه‌شب بین گلو مانده و ...

💔‌️‌ ️‌سلام امام زمانم ای عشق ندیده ی من، ای یار سلامای ماه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط