دل به یک لرزش از زلزله ویـران شده باز
دل به یک لرزش از زلزله ویـران شده باز
غم به این سینه ی ویران شده مهمان شده باز
آمده سیل غم و برده مرا ماتم عشق
بی تو، ویرانگی ام قصه ی ایران شده باز
شده ام شهره ی یک شهر به دیوانگی ام
عاشقت زارتر از قبل و پریشان شده باز
قصه ام قصه ی دلدادگی و تنهایی ست
غصه ها در دل آن، گفته و پنهان شده باز
آی ای آنکه دل من شده حیران زده ات
ای که چشم تو فریبا شد و شیطان شده باز....
همه ی هفته به امید تو خواب از سر من...
رفته، از چشم من این خواب گریزان شده باز
"جمعه انگار گسل می شود این سینه و دل
روی ده ریشتر ِ زلزله ویـران شده باز
غم به این سینه ی ویران شده مهمان شده باز
آمده سیل غم و برده مرا ماتم عشق
بی تو، ویرانگی ام قصه ی ایران شده باز
شده ام شهره ی یک شهر به دیوانگی ام
عاشقت زارتر از قبل و پریشان شده باز
قصه ام قصه ی دلدادگی و تنهایی ست
غصه ها در دل آن، گفته و پنهان شده باز
آی ای آنکه دل من شده حیران زده ات
ای که چشم تو فریبا شد و شیطان شده باز....
همه ی هفته به امید تو خواب از سر من...
رفته، از چشم من این خواب گریزان شده باز
"جمعه انگار گسل می شود این سینه و دل
روی ده ریشتر ِ زلزله ویـران شده باز
- ۳.۳k
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط