{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل به یک لرزش از زلزله ویـران شده باز

دل به یک لرزش از زلزله ویـران شده باز
غم به این سینه ی ویران شده مهمان شده باز
آمده سیل غم و برده مرا ماتم عشق
بی تو، ویرانگی ام قصه ی ایران شده باز
شده ام شهره ی یک شهر به دیوانگی ام
عاشقت زارتر از قبل و پریشان شده باز
قصه ام قصه ی دلدادگی و تنهایی ست
غصه ها در دل آن، گفته و پنهان شده باز
آی ای آنکه دل من شده حیران زده ات
ای که چشم تو فریبا شد و شیطان شده باز....
همه ی هفته به امید تو خواب از سر من...
رفته، از چشم من این خواب گریزان شده باز
"جمعه انگار گسل می شود این سینه و دل
روی ده ریشتر ِ زلزله ویـران شده باز
دیدگاه ها (۱)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

فراتر از خویش

🍃 السلام علیک یا صاحب الزمانای پادشه خوبان داد از غم تنهایی🌸...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط