{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز از فکر کردن به تو دست می کشم

یک روز از فکر کردن به تو دست می کشم
می روم سراغ کارهای ناتمام
شعرهای نگفته
نشست و برخاست با سایه ها
خیابان گردی های بی سلام.
کارهایم که تمام شد
من می مانم و یک عالمه وقت
من می مانم و تحمل ثانیه های سخت!
آن وقت می نشینم و
سر فرصت
به تو فکر می کنم.
دیدگاه ها (۱)

بودنت همہ چیز را عوض میڪند اما اینڪہ ڪنارم باشے یا نباشے فرق...

وقتے می‌گویے بمان، بیشتر از هر دوستت دارم گفتنے سر ریز از عش...

این‌که بدانی کسی جایی به فکر توست و در گوشه گرم و امنی از قل...

سوءتفاهم شاید تلخ ترین کلمه تاریخ باشد وقتی دوستت دارم و خیا...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

صدای مهیب p18

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

داستان عاشقانه جدید

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

رمان :قرارداد سرنوشت

عاشقانه های شبنم

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط