نمی دانم تو می دانی دل من در هوای دیدنت بی تاب می گردد
نمی دانم تو می دانی دل من در هوای دیدنت بی تاب می گردد؟
سراپای وجودم در فراغت آب می گردد؟
هنوز آوای تو در گوش جانم سخت می پیچد ...
نگاه آشنایت در نگاهم سخت می خندد ...
و می گوید دل دیوانه ام هر دم هوای دیدنت دارد ...
سراپای وجودم در فراغت آب می گردد؟
هنوز آوای تو در گوش جانم سخت می پیچد ...
نگاه آشنایت در نگاهم سخت می خندد ...
و می گوید دل دیوانه ام هر دم هوای دیدنت دارد ...
- ۶۴۳
- ۲۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط