قرار شد پس فردا که تولد کوک بود وقتی داشتیم از مدرسه میرف

قرار شد پس فردا که تولد کوک بود وقتی داشتیم از مدرسه میرفتیم خونه من ببرمش خونه‌مونا که جشن اونجا بود.
کادوهارو‌ قرار بود فردا بگیریم و تزئینات خونه و اینا با من و مونا بود.
بعد از تموم شدن کارام و خداحافظی با بچه ها از کافه بیرون اومدمو نفس عمیقی‌کشیدم.
تصمیم گرفتم‌پیاده برم چون هوا واقن خوب بود.
گوشیم و هنزفیریمو از توی‌کیفم در آوردم و توی گوشم گذاشتم.
با پلی کردن اهنگ مورد علاقم‌شروع‌به حرکت‌کردن به سمت‌ خونه‌شدم.
داشتم از پارک که قسمتی از مسیرم‌بود می‌گذشتم که با دیدن برنامه ای که پسرجوونی داشت اجراش می‌کرد به سمت اون قسمت رفتم.
همه مردم اونجا بودن ولی....
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲)

اون تهیونگ بود.با دیدنش سریع به سمتش رفتمو دستمو به نشونه سل...

که در اتاق دوباره باز شد و این دفعه اون کوک بود که توی چارچو...

که با جیمین که روی تخت نشسته بود و به بغلش اشاره میکرد روبه ...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۲۶

زخم کهنه پارت ۲۷ نکرد و فقط اهسته سکسکه می.کرد چند لحظه سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط