{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part ³⁷
دوعان : خب پس مسئول خرید کالج هستید خیلی هم عالی
ولی : بله
خدیجه: ببخشید الان که همه هستیم میگم یه زمان برای خواستگاری مشخص کنیم
سونا : فکر خوبیه حالا که خانواده ها با هم آشنا شدن یه زمان برای خواستگاری مشخص کنیم نظرت چیه دوعان ؟؟؟
دوعان : حالا که خانواده ها آشنا شدن فک کنم بشه این ملاقات رو به عنوان خواستگاری در نظر بگیریم
سونا : چی میگی دوعان ؟؟؟
سوسن و عمر: چی ؟
ولی : اما اینطوری نمیشه که ما برای خواستگاری آماده نشدیم
دوعان: بنظر من که میشه زمان عروسی رو مشخص کنیم
خدیجه: ولی ، منم با آقا دوعان موافقم
ولی : حالا که شما موافقید باشه
سونا : باشه اما اول بچه ها با هم صحبت کنند
ها؟
عمر و سوسن: ما حرف هامون زدیم بهتره زمان عروسی رو مشخص کنید
دوعان: خب بنظر من که با توجّه به زمان عروسی دخترتون باشه برای دو هفته دیگه
ارن ها: مشکلی نیست ما هم موافقیم
سونا : خب پس دو هفته دیگه عروسیه شماست
کان : خب بامن ازدواج می‌کنی؟؟
لیلا: نه
کان :🙁 چرا؟؟؟
لیلا : شوخی کردم بابا 😂قیافشو معلومه که ازدواج میکنم
کان :😒😍
کالج آتامان
اولجان: بیا فقط من موندم توروخدا واندرفولم بیام خواستگاری مگه چی میشه ؟
واندرفولش: اووففف از دست تو اولجان دیوونم کردی از بس گفتی بیام خواستگاری بدرک بیا
اولجان: کی؟؟؟
هاریکا: نمیدونم بزار از مامانم بپرسم کی وقت داره
اولجان: باشه
آسیه: خب واندرفولت رو راضی کردی مامانت چی ؟
اولجان: دختر عمو همش میزنی تو ذوقم بزارید دو دقیقه به هیچی فکر نکنم راحت باشم
عمر : خب بریم سر کلاس بریم پسر عمو
قدیر: منم امشب میام خواستگاری
ملیسا: چی؟ واقعا؟
قدیر رو بغل می‌کنه
دیدگاه ها (۰)

Part ³⁸دوروک: هنوزم قهری ؟آسیه: اره دوروک : اما عشقم من که م...

Part ³⁹ایبیکه در میزنه آسیه و دوروک جدا میشن دوروک : خدا لعن...

Part ³⁵آیلا : ببخشید مراحم شدیمشنگول: این چه حرفیه عزیزم مزا...

من وقتی به خونه ی امی رسیدمبهش گفتم: امی بیا یک پست بزاریم ک...

ددی فاکرم

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط