نفرت در برابر عشقی که بهت دارم
{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم}}
پارت 76
سوزونهوا : فکر کنم نقشمون داری خوب پیش میره صدای ا،ت خیلی خوب بود
تهیونگ لبخندی زد
تهیونگ : بهت گفته بودم که به نفع شونه که باهم باشن اگه از هم دور باشن بیشتر ناراحت میشن
سوزونهوا نگاهش رو به زمين دوخت و درحال که با انگشتانش بازی میکرد گفت
سوزونهوا : نمیخوام دوباره ا،ت رو توی اون حال ببینم
تهیونگ دستش رو گذاشت روی دست سوزونهوا
که اون با تعجب اول به دستش و بعد به تهیونگ نگاه کرد
تهیونگ : نگران نباش میدونم که جونگکوک خیلی دوستش داره و کاری نمیکنه که ناراحت بشه
سوزونهوا دستش رو از دست تهیونگ جدا کرد
سوزونهوا : میشه دیگه بریم از فضای اینجا اصلا خوشم نیومد
تهیونگ : باشه بریم من میرسونمت
از بار خارج شدن و به سمته ماشین تهیونگ رفتن و سوار ماشین شدن
{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{ صبح روز بعد }
بعد از گرفتن دوش طولانی از حمام بیرون اومد و به سمت کمدش رفت
و لباس به رنگه سفید رو انتخاب کرد و پالتو کفش که بهش بیاد
رو برداشت و بعد از پوشیدن لباسش به سمته میز آرایشش رفت و جلوی آینه نشست و ک.یس ما.ر.کی که روی گردنش بود رو با کرم پودر پوشوند و بلند شد و به سمته شرکت حرکت کرد
ا،ت....
باید دلیل لو رفتن پروژه شرکت رو بفهمم اگه یکی از قصد این کارو کرده باشه چی من به راحتی یه اینجا نرسیدم
وارد شرکت شدم و به سمته اتاق جونگکوک رفتم
وقتی وارد اتاق شدن جونگکوک نیم نگاهی بهم انداخت و با دیدنم اخم کرد انگار که از لباسم خوشش نیومده بود
و با اخمی که بین ابروهاش بود بهم نگاه میکرد
ا،ت : باید حرف بزنیم
جونگکوک نگاهش رو به برگه های که جلوش بود داد و گفت
جونگکوک : وقت ندارم
ا،ت روی مبلی که توی اتاق بود نشست و انگشت هاشو توی هم گره زد
ا،ت : موضوع مربوط به شرکته پس باید بحث های شخصی رو بزاری کنار من کارمو با زندگی شخصی قاطی نمیکنم
جونگکوک به صندلی اش تکیه داد و با خودکار که توی دستش بود بیان انگشت هاش بازی میکرد
جونگکوک : از طرز لباس پوشیدنت معلومه
ا،ت : منظورت چیه ؟
جونگکوک : فکر کردم درست توضیح دادم بودم که نباید توی شرکت از این لباسا بپوشی.........ادامه دارد
اسلاید۲ استایل ا،ت
پارت 76
سوزونهوا : فکر کنم نقشمون داری خوب پیش میره صدای ا،ت خیلی خوب بود
تهیونگ لبخندی زد
تهیونگ : بهت گفته بودم که به نفع شونه که باهم باشن اگه از هم دور باشن بیشتر ناراحت میشن
سوزونهوا نگاهش رو به زمين دوخت و درحال که با انگشتانش بازی میکرد گفت
سوزونهوا : نمیخوام دوباره ا،ت رو توی اون حال ببینم
تهیونگ دستش رو گذاشت روی دست سوزونهوا
که اون با تعجب اول به دستش و بعد به تهیونگ نگاه کرد
تهیونگ : نگران نباش میدونم که جونگکوک خیلی دوستش داره و کاری نمیکنه که ناراحت بشه
سوزونهوا دستش رو از دست تهیونگ جدا کرد
سوزونهوا : میشه دیگه بریم از فضای اینجا اصلا خوشم نیومد
تهیونگ : باشه بریم من میرسونمت
از بار خارج شدن و به سمته ماشین تهیونگ رفتن و سوار ماشین شدن
{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{ صبح روز بعد }
بعد از گرفتن دوش طولانی از حمام بیرون اومد و به سمت کمدش رفت
و لباس به رنگه سفید رو انتخاب کرد و پالتو کفش که بهش بیاد
رو برداشت و بعد از پوشیدن لباسش به سمته میز آرایشش رفت و جلوی آینه نشست و ک.یس ما.ر.کی که روی گردنش بود رو با کرم پودر پوشوند و بلند شد و به سمته شرکت حرکت کرد
ا،ت....
باید دلیل لو رفتن پروژه شرکت رو بفهمم اگه یکی از قصد این کارو کرده باشه چی من به راحتی یه اینجا نرسیدم
وارد شرکت شدم و به سمته اتاق جونگکوک رفتم
وقتی وارد اتاق شدن جونگکوک نیم نگاهی بهم انداخت و با دیدنم اخم کرد انگار که از لباسم خوشش نیومده بود
و با اخمی که بین ابروهاش بود بهم نگاه میکرد
ا،ت : باید حرف بزنیم
جونگکوک نگاهش رو به برگه های که جلوش بود داد و گفت
جونگکوک : وقت ندارم
ا،ت روی مبلی که توی اتاق بود نشست و انگشت هاشو توی هم گره زد
ا،ت : موضوع مربوط به شرکته پس باید بحث های شخصی رو بزاری کنار من کارمو با زندگی شخصی قاطی نمیکنم
جونگکوک به صندلی اش تکیه داد و با خودکار که توی دستش بود بیان انگشت هاش بازی میکرد
جونگکوک : از طرز لباس پوشیدنت معلومه
ا،ت : منظورت چیه ؟
جونگکوک : فکر کردم درست توضیح دادم بودم که نباید توی شرکت از این لباسا بپوشی.........ادامه دارد
اسلاید۲ استایل ا،ت
- ۱۴.۶k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط