{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب اگر راهی به سمت آسمان پیدا کنم

امشب اگر راهی به سمت آسمان پیدا کنم
نقش از نگاهت می‌کشم تا ماه را رسوا کنم
چشم تو دائم طعنه بر پیک شرابم می‌زند
باید که صد میخانه در شهر نگاهت وا کنم
از خوشه‌های زلف تو می‌نوشد انگشتان من
انگشتهای مست را در چین مویت جا کنم
طوفان به پا می‌خیزد از امواج روی شانه‌ات
دستان خود را ساحلِ امواج این دریا کنم
یک شهر، مست از روی تو، آشفته چون گیسوی تو
از چشم هرز کوچه‌ها باید تو را حاشا کنم
مهمان رویاهای من! می‌خواهم امشب باز هم
در گوش بادی دربه‌در، اسم تو را نجوا کنم
دنیای سرد بی‌کسی اصلا برایم خوب نیست
آغوش وا کن، کلبه‌ای در سینه‌ات بر پا کنم
دیدگاه ها (۱۱)

بیا که در غم عشقت مشوشم بی توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم...

عهد کردم با دل دیوانه ام ره نیابدکس دراین ویرانه امخالیش بگذ...

با تو این درد اگر تلخ ولی میچسبدبا تو هر ثانیه آشفته دلی میچ...

شمیم عطر وجودت نشسته در دل و جانمخیال خوب تو باشد، انیس روح ...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟔𝟔دست کوک آروم از روی شکم ات ب...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت دهـم هجدهم جولای قه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط