{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخمـی که درد گرفته تا ترانه شـود

زخمـی که درد گرفته تا ترانه شـود
قلبی که سخت گرفته تا بهانه شـود
مردی سیاه گوشه ی یک قاب منزوی
اینبار قرار نیست شعر عاشقانه شود

مردی بغل گرفته دوباره عکس تورا
یک شام دیگر و دستی که سرد میشود
یک سیل ،به اندازه ی یک عمر خاطره
از چشم خیس عاشقت روانه میشود

بعد از تو هیچ چیزی شبیه اولش نبود
هر روز حال او بدون تو مرگ میشود
مردی که غرق شده در بُهت رفتن تــو
اینجا هرعاشقی که نرفت ، تـرد میشود

حرفی مچاله شده ، نامه ای ســیاه ... اینجا تمام واژه بدون تو"درد" میشود
زخمی عمیق که قرار نیست خوب شود
گاهی فقط دوباره ز نو ، تازه میشود

یک شعرِ دیگر و یک شاعری که مُرد
هر شاخه ی گلی برای تو زرد میشود
هر لحظه ای که تداعی میشوی انگار
اینجا کسی دچار واژه ی مرگ میشود...
دیدگاه ها (۱)

♨️ادعای تکراری ترامپ: جنگ علیه ایران به زودی خاتمه خواهد یاف...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت سوم | صدای شلیکساعت از نیمه‌شب گذشته بود.ات هنوز خوابش ...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

پارت معرفی

پارت ۴۵سال‌ها بعد، دوباره به همان کلاب بلک رز برگشتیم.همان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط